دستم نمی رسد که بیفتم به پای او
ای اهل اوج، بال و پرم را بیاورید
کاشی کنید حوض دو چشم مرا و بعد
هر شب برای من قمرم را بیاورید
نه خوانده می شود نه نوشته ولی بگو
تشدید گریه ی سحرم را بیاورید
حالا که تا دیار تو ما را نمی برند
ما قلبمان شکست حرم را بیاورید
برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست، دوستتر از جان ماست...
برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17
برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17
اگه واسه هر حسی بخوایم یه مزه تعریف کنیم،
بعضی حس ها شیرین اند؛ مثل دیدن لبخند بچه ها وقتی خوابند :)
بعضی حس ها شورِ زندگی رو درمیارند؛ مثل دیدن و شنیدن دعوا...
بعضی حس ها هم تلخ اند...
و دلتنگی، تلخه...
برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17
مجنونِ دوره گردِ کوچمون امشب این شعرو میخوند:
یارا یارا گاهی... دل ما را
به چراغ نگاهی روشن کن
چشم تار دل را چو مسیحا
به دمیدن آهی روشن کن
بی تو برگی زردم
به هوای تو می گردم
که مگر بیفتم در پایت
ای نوای نایم
به هوای تو می آیم
که دمی نفس کنم تازه در هوایت...
+عجیب آدم عجیبیه...
برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17
برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17
کربلای تو
همینجاست
همین امروز است
عهد کن با ولیِ عصر، معاصر باشی...
برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17
برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17